اخبار تازه

هنر چیست؟ و آیا می‌توان خطی از هنر سنتی تا هنر مدرن رسم کرد؟

هنر چیست؟

این پرسش معمولا به ذهن خطور می‌کند و جواب‌های بسیاری ممکن است برای آن پیدا شود. بسیاری معتقدند هنر توصیف‌شدنی نیست. از جوانب مختلف می‌توان در این‌باره بحث کرد. هنر اغلب به پروسه یا محصولی که از قراردادن عناصر، در جهتی که احساس را به خود جذب کند، اشاره می‌کند. این تعریف فعالیت‌های مختلف بشری، خلاقیت و روش‌های گوناگون بیان مطلب مثل موسیقی، ادبیات، فیلم، مجسمه‌سازی و نقاشی را دربرمی‌گیرد.هنر چیست؟

هنر معمولا به هر فعالیت یا محصولی تقسیر می‌شود که با یک هدف صریح توسط بشر انجام می‌شود. چیزی که یک ایده، یک حس یا حتی دیدی از جهان را توصیف می‌کند. هنر جزیی از فرهنگ است. اقتصاد و لایه‌های اجتماعی را در طراحی خود نتیجه می‌دهد و ایده‌ها و افکاری که در طول تاریخ در هر فرهنگ جای‌گرفته را نشان می‌دهد. هرکسی از هنر تعریفی دارد. در بین تعاریف مختلفی که از هنر در میان هنرمندان و تاریخدانان وجود دارد، هیچ تعریف واحدی یافت نمی‌شود و خود مفهوم هنر در هر کشور متفاوت است.

هر برداشتی از هنر مجادله‌ای را آغاز می‌کند و تفاسیر چندگانه‌ای را به‌وجود می‌آورد. می‌توان به‌سادگی این برداشت را از واژه هنر داشت که به مجموعه قوانین لازمی که برای توسعه یک فعالیت به‌کار می‌رود یا هر عملکرد بشر را معنا می‌کند، هنر می‌توان گفت. این‌کار مفهومی که از هنر خوب به ذهن می‌آورد را عمومی‌تر می‌کند. در این مقاله منظور ما از هنر، صورت ابراز بشر از یک طبیعت خلاق است.

سیر تکاملی مفهوم هنر

از آنجا که تعریف هنر در طول سال‌های مختلف تغییر کرده است، بخش هنری تاریخ آنقدر گسترش پیدا کرد که بتوانیم تغییرات موجود در هنر را به شاخه‌های مختلفی تقسیم کنیم تا بتوانیم از تاثیر هنر بر هنرمند و برعکس درک بهتری داشته باشیم.

آیا می‌توان خطی از هنر سنتی تا هنر مدرن رسم کرد؟

الکساندر دانیلوف، نقاش روسی ساکن ایتالیا معتقد است: «هیچ‌کس نمی‌تواند تا زمانی‌که در این حوزه واقف نباشد چیزی بگوید. من دید سنتی دارم و در مورد آثاری می‌توانم نظر دهم که از هنرمند یا دوره خاصی سخن می‌گویند.

من نمی‌توانم بگویم هنر مدرن چیست و یا چه چیزی می‌خواهد نشان دهد. مطمئنا می‌توان هنر مدرن و هنر سنتی را به‌هم وصل کرد ولی نه با یک خط صاف. تنها چیزی که می‌توان گفت این است که بازار هنر توسعه پیدا کرده که بر خود هنر نیز تاثیر می‌گذارد.»

جاناتان بال، طراح مسایل مختلف کامپیوتری نیز می‌گوید: «قطعا می‌توان آن دو را به هم وصل کرد. بیشتر تکنیک‌ها در هر دو استفاده می‌شوند. فقط ابزار تفاوت دارند. قوانین یکسانی وجود دارند که می‌توانید با آنها هنر را خلق کنید.»

هنر دیجیتال

جاناتان بال در جواب سوال، سیر تحولی هنر سنتی، توسعه هنر دیجیتال را چگونه توصیف می‌کنید؟ می‌گوید: «هنر دیجیتال بسیار سریع‌تر از تکنیک‌های چند هزارساله دستی توسعه می‌یابد. تمام نسل‌ها در فتوشاپ و ابزار دیگر آورده شده‌اند.

هنوز معتقدم که هنر دیجیتال در ابتدای راه است. با وجود این‌که به‌نظر می‌رسد سخت‌افزار کامپیوتر بسیار پیشرفت کرده، محاسبات عمومی و حتی محاسبات در دسترس در بیشتر استودیوهای طراحی، به‌اندازه کافی سریع نیستند تا بتوانند اندازه و سطح جزئیاتی که با رسانه‌های سنتی ممکن بود، را دوباره به‌راحتی بسازند. به هر گالری ملی که می‌خواهید سر بزنید. می‌توانید کارهایی در اندازه‌های بسیار بزرگ ببینید. سعی کنید دوباره یک تابلوی نقاشی ۱۰ فوتی با رزولوشن یک هنر دستی در یک برنامه سه‌بعدی بسازید. در خواهید یافت این‌کار غیرممکن است. در واقع بیشتر برنامه‌ها تلاش می‌کنند یک تصویر با جزییات را با ۳۰۰ dpi و در اندازه A4 رندر کنند.»

«زمانی که یک نقاشی را از نزدیک نگاه می‌کنید ممکن است نقطه‌نقطه به‌نظر برسد ولی خود الگوها زیبا هستند، پر از رنگ، قدرتمند، اشباع و با تار و پود. از نزدیک به یک نقاشی دیحیتالی یا صفحه تلویزیون نگاه کنید. کج و تصنعی است. اگر رزولوشن صفحه به اندازه رسانه دستی شود و اگر فناوری کامپیوتر به ما اجازه دهد، به‌راحتی و به‌سرعت، کارهای با جزییات بالا و بزرگ خلق کنیم، در اینجا است که می‌توانیم به رسانه سنتی برسیم.»

هنر چیست؟

 

هنر در تفکر دینی و عرفانی

در تفکر دینی و عرفانی، هنر حقیقی، تنها به نور هدایت الهی ممکن است. متأسفانه امروزه بیشتر به صورت هنر توجه می‌شود و به سر هنر کمتر توجه شده است.

هنر نحوی از تحقق حقیقت حضوری و نحوی تجلی حقیقی وجود و کشف حجاب از اسمی است که تاریخ با آن آغاز و انجام می‌یابد. این حقیقت همان حقیقتی است که در روایت علی‌ابن‌ابیطالب- علیه‌السلام- در نهایت به معنی “کشف سبحات جلال” بدون اشاره عقلی و حسی آمده است؛ و در نتیجه در این مقام، خود هنر نیز چون علم و معرفت از میان انسان و خدا می‌خیزد و در آتش تجلی تام و تمام می‌سوزد؛ تحقق حقیقت حضوری در صورت، یک نوع شناسایی و تفکر حضوری است. در این مقام “غرض” می‌رود و تفکر عین عمل می‌شود و این همان مقامی است که مولانا آن را مقام هنرمندی به معنی شریف لفظ تعبیر می‌کند:

چون غرض آمد  هنر پوشیده شد

صدحجاب از دل به سوی دیده شد

بی‌غرض نبود به گردش در جهان

غیر  جسم  و  غیر  جان  عا شقان

در مرتبه تفکر حضوری حرکت به سوی مقصد در کار نیست؛ بلکه یک سیر معنوی در مراتب و برکندگی از عالم کثرت و رفتن به عالم وحدت حاصل می‌شود. به تعبیر شیخ محمود شبستری در کتاب “گلشن راز”:

تفکر، رفتن از باطل سوی حق

به جزو اندر، بدیدن کل مطلق

در این مقام انسان از خود بی‌خود می‌شود و قلبش عرش الهی می‌گردد و هنرش به تعبیر مولانا “فناء فی‌الله” می‌شود.

هنرمند باید در تمام اعمال و افکار خود بر احساس و حضور خود متکی باشد؛ اما تنها حضور و یا دریافت قلبی کافی نیست، بلکه بیان این یافتهای قلبی نیز اهمیت دارد.

“حضور خوب بی‌حصول خوب، نمی‌تواند راهگشا باشد.”

اگاهی های هنری

۱- آگاهی یا “علم‌الیقین”، که متعلق شناسایی آن جزئیات و کثرات است. این علم نحوی شناسایی حصولی باواسطه است. (عرفا این شناسایی را شامل کلیه علوم حصولی باواسطه دانسته‌اند).

۲- خودآگاهی یا  “عین‌الیقین” که در این مرتبه بحث از اعیان و ماهیات و دیدارهای اشیاء است. این مرتبه نیز نحوی شناسایی حصولی است با این تفاوت که پرسش عینی پرسش از کل و کلی و ماهیت است و پرسش علمی، پرسشی مبتنی بر عین‌الیقین از جزئیات و کثرات است…

۳- دل آگاهی”حق‌الیقین”؛ در این مرتبه انسان به تعبیر مولانا به سِر سِر ماهیات می‌رود و قرب و حضور و نسبتی بی‌واسطه با حقیقت پیدا می‌کند. هنر و عرفان در ورای همه شناسایی ها و در این مرتبه متحقق می‌شود.

هنر چیست؟

هنر در تفکر دینی و عرفانی

هنر در تفکر دینی و عرفانی به معنی نحوی حکمت اُنسی با ساحت سوم شناسایی مرتبط است و حقیقت آن تجلی حقیقی وجود است. به این معنی که با هنر وجود و وجه و صورت و دیدار و کلی که برای انسان نهان است به پیدایی می‌آید؛ بنابراین کار هنرمند ابداع است؛ یعنی پیدا آوردن. آنچه را که امروز به شعر تعبیر می‌کنیم و یونانیان “پوئیسیس”( POIESIS ) می‌خوانند به همین معنی “ابداع” و “پیدا آوردن”، آمده است. بنابراین هنر با ابداع و ظهور وجود و به عبارتی تجلی و انکشاف حقیقت سر و کار پیدا می‌کند؛ و در هر ابداع، محاکاتی به اقتضای تجلی خود تحقق پیدا می‌کند.

این وجه وصورت همان است که به صورت و صورتِ صورت تعبیر می‌شود. صورتِ صورت عبارت است از عکس تابش حق در آینه‌ی عدم که در ادبیات فارسی به “دیدار” نیز تعبیر شده است. دیدار از یک طرف به دیدن کسی که صورتی را می‌بیند، و از طرف دیگر به صورتی که دیده می‌شود اطلاق می‌گردد. بنابراین هنر به این معنی، نوعی دیدار و مشاهده و محاکات و ابداع وجه الهی است؛ رسیدن به این مقام از هنر جز با حضور و سیر و سلوک معنوی عارفانه ممکن نخواهد بود.

اما هنر همواره تحقق شناسایی، شهود و مشاهده وجه‌ا… نیست، بلکه غالباً این وجه‌الطاغوت است که در تاریخ هنر به نحوی سیطره و استیلا پیدا کرده است. هنرمند در عصر حاضر به جایی رسیده است که عالم به چهره‌ای بی‌صورت و بدصورت و زشت برایش به نمایش در‌می‌آید و به این عالم از همان عالم نفسانی هیولایی و و باطن شیطانی نگاه شده است.

 

تابلو فرش +پایتخت تابلو فرش جهان +شهر سردرود
آباجور پایه پلیستر+پتینه +شید دست ساز+ مدرن
هفت سین+گنجشک+مجسمه+پتینه+پلیستر

از سایر آثار هنری در چکه ها دیدن نمایید

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن
×

سلام !

برای گفتگو در WhatsApp روی یکی از پشتیبان های ما در زیر کلیک کنید یا برای ما ایمیل بفرستید : info.chekkeha@gmail.com

× چگونه می‌توانیم به شما کمک کنیم ؟