اخبار تازه

هنر ایرانی : 10 هنرمند معاصر ایرانی مشهور جهان

10 هنرمند معاصر ایرانی مشهور در جهان

در این مقاله 10 هنرمند مشهور معاصر ایران را معرفی خواهیم کرد که آثار خلاقانه آنها در سراسر جهان هنر ایرانی  به رسمیت شناخته شده است.

جنبش هنر مدرن در ایران در دوره پس از درگذشت نقاش مشهور پارسی ، کمال الملک (1940-1382) آغاز شد

و به طور نمادین پایان پایبندی جدی به نقاشی دانشگاهی را نشان داد.

در طول دهه 1950 و 1960 ، حرکاتی مانند مدرسه سققاخانه (حرکتی از هنر مدرن نو سنتی) در ایران ظهور کرد

و هنرمندان ایرانی آثار نوآورانه و مهم بسیاری را در تاریخ هنر ایران تولید کردند.

در این مقاله 10 هنرمند مشهور معاصر ایران را معرفی خواهیم کرد که آثار خلاقانه آنها در سراسر جهان به رسمیت شناخته شده است.

 

منیر شاهرودی فرمانفرمائیان

منیر فرمانفرمائیان (1922-2019) از برجسته ترین هنرمندان معاصر ایران است که هنر ایرانی را به جهان معرفی کرده است.

او بیشتر به دلیل ترکیب تکنیک های سنتی ایرانی با انتزاع هندسی غربی شناخته شده است

که منجر به ایجاد نقاشی ها و اشیاء منحصر به فرد شده است.

او در دانشکده طراحی پارسونز در نیویورک به تحصیل تصویرگری پرداخت و در حالی که در آمریکا زندگی می کرد ،

ا بسیاری از هنرمندان همچون میلتون اوری ، اندی وارهول و فرانک استلا دوست شد. آ

ینه کاری های او با ظرافت از هزار قطعه کوچک ساخته شده است ، به عنوان سمبل زندگی غنی هنری او.

منیر فرمانفرمائیان در سال ۱۳۰۱ در شهر قزوین زاده شد.

در هشت سالگی به همراه پدرش که به نمایندگی مجلس شورتی ملی رسیده بود به تهران  آمد.

سرگرمی پدرطراحی فرش  و اداره یک کارگاه قالیبافی بود. منیر از کودکی به نقاشی گل  علاقه‌مند بود

در همین سال‌ها یک تاریخ هنرنویس و باستان‌شناس آمریکایی توجه او را به خطوط و نقاشی‌های زیبا و ساده اشیای باستانی جلب کرد.

پس از مدت کوتاهی تصمیم گرفت به پاریس برود.

اما آشنایی با دوستانی از جمله منوچهر یکتایی  نقاش و شاعر که بعدها با او ازدواج کرد مسیر زندگی او را عوض کرد.

در میانه دهه ۱۳۳۰ خورشیدی به‌عنوان تصویرگر مُد برای نشریاتی چون تاون، کانتری، و گلامور طرح پوشاک می‌کشید

و به‌عنوان گرافیست  تجاری و طراح پوشاک برای فروشگاه‌های بزرگ کار می‌کرد.

او در هنگام زندگی در آمریکا

با هنرمندان بسیاری مانند میلتون آوری ، بارنت نیومن ، لویس نیلسون ،لری لیوزر ، فرانک اسکالا،

و اندی وارهول  همکار و با ویلم دکونیک  و جکسون پولاک آشنا شددر همین زمان اندی وارهول  را ملاقات کرد.

دوستی و همکاری او با اندی وارهول ادامه یافت و بعدها، وارهول یکی از تابلوهای سیلک اسکرین  مجموعه مریلین مونرو را به منیر هدیه کرد.

منیر در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، به سبک ویژه خودش رسید که ترکیب روش‌های قدیمی نقاشی پشت شیشه،

اینه کاری و خاتم کاری ، هندسه اسلامی، و طراحی معمارانه بود.

تا پیش از منیر کسی این نمونه کار را به‌عنوان اثر هنری مستقل ارائه نکرده بود.

سبک هنر او، از پیوندهای قوی و عمیق با کشورش و کارآموزی در نیویورک پدید آمده‌است

در این سال‌ها منیر چند اثر آینه‌کاری برای اماکن عمومی ساخت.

نمونه این آثار «پانل‌هایی بزرگ برای هتل لاله »، «دو آینه بزرگ برای فرهنگ سرای نیاوران »،

«یک پانل اتاق خواب در کاخ نیاوران »، «یک مجسمه برای باغ موزه فرش ایران » و آثاری برای خانه‌های شخصی هستند.

 

کامران دیبا

وی که در سال 1937 متولد شد ، یکی از مشهورترین معماری ایرانی است و یکی دیگر از هنرمندانی است  که هنر ایرانی را به جهان معرفی کرده .

که برخی از معروف ترین ساختمان های ایران مانند پردیس جدید دانشگاه جندی شاپور در اهواز ،

موزه هنرهای معاصر تهران و فرهنگسرای نیاوران در تهران را طراحی کرده است.

وی پسر عموی فرح دیبا ، ملکه سابق ایران است و در دانشگاه هوارد ، واشنگتن دی سی معماری

و جامعه شناسی تحصیل کرده است اگرچه او یک مدرنیست است ،

اما به بافت فرهنگی اعتقاد دارد و این نگرش در طرح های ابتکاری وی نیز منعکس شده است.

کامران دیبا آرشیتکت، برنامه ریز شهری و نقاش ایر انی در رشته معماری  دانشگاه هاروارد بوستون تحصیل کرد.

در سال ۱۹۶۴ در این رشته فارق التحصیل شد و پس از آن به مدت یک سال تحصیلات تکمیلی را در رشته جامعه شناسی ادامه داد.در سال ۱۹۶۶ به تهران بازگشت و یک سال بعد رئیس و طراح ارشد شرکت مهندسین مشاور “DAZ” شد.

”DAZ” در ایران پروژه های بزرگ و گوناگونی به انجام رسانید و به سرعت توسعه یافت به طوریکه در سال ۱۹۷۷ صد و پنجاه پرسنل داشت.

دیبا  در ایران صرفا در بخش دولتی فعالیت می کرد.وی به سنت های بومی و هم چنین نیاز های جامعه شهری مدرن و اثر متقابل انسان علاقه مند بود.

پروژه نیمه تمام

پروژه نیمه تمام “شهر جدید شوشتر” (۱۹۷۴-۸۰) در خوزستان که وی آرشیتکت و برنامه ریز آن بود

بیشترین موفقیت خود را مرهون الگوهای ساختاری و گونه های ساختمانی سنتی و هنر ایرانی است

که دیبا مورد استفاده قرار داده است.
وی این شیوه را جایگزین  طراحی بر اساس الگوهای غربی که مورد حمایت افراد با نفوذ و سردمداران بود جایگزین نمود.ا

ین شهر با ظرفیت جمعیتی بالغ بر ۳۰۰۰۰ نفر در راستای یک شاهراه اصلی ارتباطی طراحی شد .

چهار راه ها میادین عمومی و محله های کوچک در اطراف آن شکل می گرفتند و وجود باغ ها و بازارها،

زندگی اجتماعی را تقویت می کرد.بناهای آجری شاعرانه کامران دیبا ،معماری  شاخصی را خلق می کند که زیبا و با شکوه است .

 

از دیگر کارهای شاخص

وی در ایران شامل چندینساخنمان در دانشگاه جندی شاپور (۱۹۷۶-۸) است.

اما بنایی که شاید شناخته شده  ترین اثر وی باشد موزه هنر های معاصر تهران (۱۹۷۶) است

که با سقف های نیم هلالی اش یاد آور باد گیر های سنتی خاور میانه است .

وی موسس و اولین مدیر موزه بود.(۱۹۶۷-۸)دیبا به عنوان مشاور و برنامه ریز شهری در وزارت مسکن و توسعه شهری ایران خدمت کرد.

هم چنین دفتر وی طرح جامعی برای برخی شهرها ارائه داد که از جمله مهم ترین آن میتوان به

بندر خرمشهر  در خلیج فارس اشاره کرد.جایی که وی با طراح یونانی A.Doxias که در بخش خصوصی فعالیت می کرد همکاری کرد.

وی در سال ۱۹۷۷ ایران را به قصد زندگی در پاریس و واشنگتن دی سی ترک کرد تا به صورت شخصی کار کند.

پروژه های وی شامل طرح های خانه سازی در ویرجینیا و طرح توسعه هتل ها در اسپانیا ست.

وی در سال ۱۹۷۷ به عنوان منتقد با دانشگاه “کرنل”  همکاری کرد.

دیبا  به عنوان یک نقاش چندین نمایشگاه انفرادی در ایران بر پا کرد.

وی هم چنین گردآورنده و واسطه فروش آثار نقاشی معاصر غرب بود.

 

سهراب

سپهری

سپهری (1980-1980) که در کاشان متولد شد ، شاعر و نقاش بود و جزو پنج شاعر مشهور ایرانی بود که شعر نو می خواندند.

وی در شاعران خود با تأمل در بودیسم ، عرفان و سنت های غربی ، مفاهیم غربی را با موضوعات شرقی ترکیب می کند.

فلسفه ذن هم در آیه و هم در نقاشی او را تحت تأثیر قرار داده است.

علاوه بر این ، به عنوان یکی از نقاشان مدرن پیشگام در ایران ، آثار هنری وی در بسیاری از گالری های جهان به حراج گذاشته شده و به فروش می رسد.

سهراب سپهری (۱۵ یا ۱۴ مهر ۱۳۰۷ قم – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود.

او از مهم ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی،

اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است و از جمله شاعرانی است که هنر ایرانی را به جهان معرفی کرده است.

بیوگرافی

سهراب سپهری، در ۱۵ مهرماه ۱۳۰۷، در قم، به دنیا آمد.

پدربزرگش میرزا نصرالله خان سپهری نخستین رئیس تلگراف‌خانه کاشان بود.

پدرش اسدالله و مادرش ماه جبین نام داشتند که هر دو اهل هنر و شعر بودند.

 

سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه ی شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد.

در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و نشان درجه اول علمی را دریافت کرد.

در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه ی شعر خود را با عنوان زندگی خواب ها منتشر کرد.

ر آذر ۱۳۳۳ در اداره ی کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه ها شروع به کار کرد و در هنرستان های هنرهای زیبا نیز به تدریس می پرداخت.

سپهری دهه اول و دوم زندگی خویش را به فراگیری علم و هنر گذراند.

دهه سوم زندگی اش

را به کسب تجربه و سفر پرداخت و دهه چهار زندگی خویش را بیشتر به سفرهای دراز اختصاص داد.

در این دوره بود که بارها به کشورهای ژاپن، فرانسه، ایتالیا، هندوستان، آمریکا، و بسیاری دیگر از کشورهای شرق و غرب سفر کرد. س

فرهای وی در اصل سیر و سلوک معنوی بود. این دیدگاه خاص او از سفر بویژه سفر به کشورهای شرق آسیا و آشناییش با ادیان هند و بودا شعر او را تحت تاثیر قرار داد.

سپهری در این دوره به عنوان شاعری صاحب سبک، دوستداران زیادی داشت. سهراب هیچگاه ازدواج نکرد.

 

پرویز تناولی

تناولی متولد 1937 در تهران ، گرانترین هنرمند زنده ایرانی است

که آثار وی در نمایشگاههای بین المللی متعددی به حراج گذاشته شده است

از هنرمندان بنامی است که هنر ایرانی را به جهان معرفی کرده. فروش کلی آنها بیش از 6.7 میلیون دلار تخمین زده شده است.

او یک نقاش و مجسمه است اما به دلیل تبدیل کلمه ایرانی به هیچ وجه ، Heech به مجسمه های زیبا 3 بعدی مشهور است.

وی یکی از پیشگامان نهضت سققاخانه است و همواره شیفته فرهنگ ، تاریخ و قفل سازان ایرانی بوده است.

پرویز تناولی (متولد ۱۳۱۶ در تهران) تندیسگر، نقاش، پژوهشگر و مجموعه دار معروف ایرانی است.

مجموعه‌های “هیچ”، “دست‌ها”، “قفل و قفس” و “شاعر”در زمره معروف‌ترین آثار پرویز تناولی قرار دارند

که در این میان “هیچ” شهرتی جهانی دارد.

لازم به ذکر است که مجسمه‌ی پرسپولیس تناولی در سال ۱۳۸۷ با رکورد بی‌سابقه‌ی بیش از دو میلیون و پانصد هزار دلار در حراج کریستی به فروش رفت.

برای نخستین

بار در ۱۳۳۷ مجسمه‌ای به یاد فرهاد کوهکن می‌سازد.

این مجسمه که فرهاد را پس از افتادن از کوه نشان می‌دهد، پایه‌ای می‌شود برای مجموعه‌ی “شاعر”.

در این سال‌ها تناولی در آکادمی میلان درس می‌خواند و شاگرد مارینو مارینی بود و به گفته‌ی خودش “کارهایم هنوز از تاثیر استادم به در نیامده بود”.

پرویز تناولی در کتابش در مورد مجموعه‌ی “شاعر” می‌گوید: “تا پیش از ۱۳۴۰ و سفر به امریکا هر چه می‌ساختم و می‌کشیدم به یاد فرهاد بود و عنوان آن‌ها با نام او تنیده بود.”

وی در زمستان ۱۳۴۰ دعوتنامه‌ای از کالج هنری میناپولیس دریافت می‌کند.

در این دعوتنامه، کالج وی را به عنوان “هنرمند مدعو” به مدت شش ماه دعوت کرده بود.

پس از آن که خود را به میناپولیس رساند،

در کارگاه مجسمه‌سازی کالج مشغول به کار شد و شروع کارهایش را به ادامه‌ی همان کارهای مسی بنا گذاشت.

اولین ایده‌ی “هیچ” در سال ۱۳۴۳ در آتلیه زال زر به سراغ پرویز تناولی آمد.

نخستین ظهور “هیچ” با پلاستیک زرد و در قطعه‌ای متشکل از مواد گوناگون بود.

دکتر شیوا بلاغی معتقد است بخشی از منبع الهام “هیچ”، آگاهی ژرف تناولی از شعر کهن پارسی بوده است.

او “هیچ” را را برگرفته از اشعار مولانا می‌داند.

تناولی هم این گفته را تائید کرده و می‌گوید: “دلبستگی من به شعر کهن شرق، از جمله علایق دیرپایی است که همیشه نسبت به شرق پربار داشته‌ام”.

 “هیچ” در واقع اعتراض تناولی به دو جریان عمده ی مسلط آن روز هنر ایران بود:

یکی افرادی که هرچه از غرب می آمد را می‌پرستیدند و دیگر افرادی که خط و خطاطی رادرنقاشی های مکتب سقاخانه ستایش می کردند.

اگر چه تناولی خودیکی از پایه گذاران آن مکتب به شمار می رفت،اما به گفته ی خودش “هیچ” ندای این اعتراض بود.

در بهار ۱۳۵۲ بیست و پنج مجسمه ی هیچ پرویز تناولی در تهران به نمایش عمومی درآمدند. در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) یک مجسمه هیچ از جنس فولاد ضد زنگ در دانشگاه هملین در مینه سوتا سنت پل امریکا نصب شد.

از ۴۵ سال پیش تا به امروز، “هیچ” به نماد و تصویر هنر مدرن ایران بدل شده است.

آخرین نمایشگاه وی که هم‌زمان با رونمایی از کتاب “شاعر” بود، آدینه ۲۳ آبان ماه در گالری اعتماد ۳ برگزار شد.

وی که دیگر حاضر به مصاحبه نمی‌شود، می‌گوید “همه چیز را کتاب‌هایم گفته‌ام”.

تا به امروز بیش‌از ده جلد کتاب از او به چاپ رسیده است که منبع ارزشمندی برای هنرپژوهشان است.

سهراب شهید ثالث

شهید ثالث (1944-1998) به عنوان یکی از پیشگامان سینمای ایران در 20 در نظر گرفته ام قرن.

وی در طول زندگی ، برخی از خلاق ترین فیلم ها مانند یک رویداد ساده (1973) و زندگی هنوز هم (1974) را تولید کرد

که هر دو به دلیل نمایش واقع گرایانه اجتماعی زندگی در ایران و ابتکاری آنها جوایز بین المللی بزرگی را کسب کرده اند.

و سبک سینمایی و تجربی منحصر به فرد. وی در زمان اقامت خود در آلمان ، بسیاری از مستندها و فیلم های بلند را برای برنامه های تلویزیونی آلمان تهیه کرد.

وی مشهورترین چهره موج جدید سینمای ایران  و هنر ایرانی در این زمینه است  و با آثار نجیب وی بر بسیاری از هنرمندان تأثیر گذاشته است.

سهراب شهید ثالث کارگردان، فیلمنامه‌نویس، مترجم، و تدوین‌گر سینما بود که در 7 تیرماه سال 1322 در تهران به دنیا آمد.

این کارگردان مطرح ایرانی به عنوان یکی از آغازگران موج نوی سینمای ایران شناخته می‌شود.

او از بنیان‌گذاران کانون سینماگران پیشرو بود.

بنیان‌گذاران کانون سینماگران

سهراب شهید‌ ثالث، کارگردان هم دوره و هم عصر با ناصر تقوایی، علی حاتمی، بهرام بیضایی،

داریوش مهرجویی، پرویز کیمیایی، مسعود کیمیایی و عباس کیارستمی بود.

فیلم‌سازی را با هم‌نسلان خود شروع کرد و در مسیری متفاوت از حاتمی، مهرجویی،‌ تقوایی و بیضایی

و از حیث آزامیش‌گری و بدعت در مسیری گام نهاد، که کیمیایی و کیارستمی رفتند.

سهراب شهید ثالث در اندکی بیش از نیم قرن عمرش، ۲۲ فیلم کوتاه و بلند مستند و دوازده فیلم سینمایی ساخت.

دست کم دو فیلم نخست که در ایران ساخت؛ در شمار آثار ماندگار سینمای ایران است.

شهید ثالث در این دوران چندین فیلم مستند با موضوع رقص‌های محلی در میان اقوام مختلف ایران ساخت.

دوران اقامت

شهید ثالث در دوران اقامتش در ایران دو فیلم “یک اتفاق ساده” (۱۳۵۲) و “طبیعت بی‌جان” (۱۳۵۳) را ساخت

که هر دو بخاطر نگاه واقع‌گرایانه اجتماعی و سبک سینمایی نوآور و تجربه‌گرایانه برنده جوایز معتبر بین‌المللی شدند.

وی همچنین چندین مستند کوتاه در مورد شرایط ناگوار طبقه کارگر در ایران ساخت

که مضامین انتقادی پنهان در آنها به مذاق مسئولان خوش نیامد و نهایتا مجبور به ترک کشور شد.

با اقامت در آلمان از سال ۱۳۵۳ وی شروع به تولید مستندهایی برای رسانه‌های آلمانی کرد

که این فیلم‌ها برای وی شهرت بین‌المللی بیشتری به ارمغان آورد.

شهید ثالث فیلم‌های «در غربت» (۱۳۵۴)، «قرنطینه» (۱۳۵۵)، «زمان بلوغ» (۱۳۵۵)، «آخرین تابستان گرابه» (۱۳۵۹) و

«یک زندگی، چخوف» (۱۳۶۰) و … را در زمان اقامتش در آلمان ساخت.

اداره مهاجرت محل اقامت او در آلمان چند بار خواست اورا از آلمان اخراج کند و در گذرنامه او مهری زدند

با متن «اجازه اقامت جایگزین اجازه کار نیست». شهید ثالث دلگیر شده و از آلمان به چکسلواکی نقل مکان کرد.

 

منوچهر یکتایی

این هنرمند ایرانی آمریکایی متعلق به مدرسه مدرسه نیویورک چکیده اکسپرسیونیست است.

تمام آثار یکتای متولد 1921 و تحت تأثیر 3 فرهنگ: ایران ، فرانسه ، ایالات متحده ، همه نوآوری ها و خلاقیت های عالی او را به تصویر می کشد.

بسیاری از نقاشی های وی اکنون در موزه های آمریکای شمالی و اروپا مانند موزه هنرهای مدرن نیویورک ،

موزه هیرشورن و باغ مجسمه سازی و مجموعه های خصوصی مانند مجموعه پویینگزستر قرار دارد.

یکتایی از نسل دوم نقاشان نوگرای  هنر ایرانی بود که بیش از هر چیز با ضرب‌قلم‌های قوی، ضربه‌های کاردک،

و جرمِ رنگ‌های ضخیم و پرمایه‌‌ای شناخته می‌شود که طبیعت بیجان‌ها،

مناظر و فیگورهای تغزلی و زیبای آثار او را در سبکی نیمه‌انتزاعی-نیمه‌فیگوراتیو شکل می‌دهند.

در جوانی تحصیل در دانشکده‌ی هنرهای زیبا را نیمه‌کاره رها کرد، و در سال ۱۳۲۳ به امریکا سفر کرد.

پس از یک سال به فرانسه رفت و در «مدرسه‌ی عالی هنرهای زیبای بوزار» درس خواند،

سپس به نیویورک بازگشت

و با مکتب نقاشان اکسپرسیونیسم انتزاعی همراه شد و نقاشی‌هایش در کنار آثار هنرمندانی

از جمله دکونینگ، پولاک، بارنت نیومن و فرانس کلاین که از دوستان نزدیک او بودند، به نمایش درآمد.

نکته‌ی بااهمیت اینجاست که در نقاشی‌های او ردپای هر سه دوره‌ی زندگی او را می‌توان دید:

تغزل و شاعرانگی ایرانی، رنگ‌گرایی و زیباپرستی فرانسوی و در نهایت نقاشی آزاد و کنشی آمریکایی.

به این دلیل است که تاماس مک‌اِولی، منتقد و پژوهشگر آمریکایی، نقاشی یکتایی را برآمده از فرهنگی چند رگه توصیف می‌کند.

نمایش مکرر آثارش در ایران و تاثیری که بر نقاشان جوان‌تر گذاشت، می‌تواند همچون گواهی بر انس و آشنایی نقاشی‌اش

با چشمان مخاطب ایرانی تفسیر شود.

با این‌حال « هنر ایرانی» بودن یا انضمامیت آثارش

(که خود او قویاً به آن اذعان داشت) به هیچ‌وجه از جنس دغدغه‌های

هویتی- ملی هنرمندان هم‌دوره‌ی او در سال‌های دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ نبود و در آن زمان از معدود نقاشانی محسوب می‌شد

که به نوشته‌ی خیزران اسماعیل‌زاده «خود را از دغدغه، ضرورت یا وسواس ابداع سبک/سنت

هنریِ ملی خلاص و حوزه‌ی جست‌وجویشان را به بوم خود و تمرین درون این چهارچوب و استمرار در جزئیاتی کمتر بلندپروازانه و بیشتر نقاشانه خلاصه کرده‌اند.

 

 

بهجت صدر

صدر (1924-2009) همچنین به عنوان بهجت صدر محلاتی نیز شناخته شد ،

نقاش هنرایرانی بود که به دلیل استفاده از یک چاقوی پالت برای نشان دادن ریتم بصری و حرکت در نقاشی های چشمگیر خود مشهور است.

او نخستین نقاش زن معاصر بود که در همان سطح مورد توجه همکاران مرد در ایران قرار گرفت

و آثار وی در گالری های معروف در پاریس ، روم و نیویورک به نمایش گذاشته شده است.

بهجت صدر محلاتی در 8 خرداد 1303 در اراک به دنیا آمد. نخستین فرزند قمر امینی صدر و محمد صدر محلاتی بود.

خانواده‌اش در سال 1309 ساکن تهران شدند.
او در سال 1313 به دانشسرای مقدماتی رفت و در سال 1327 به دانشسرا راه یافت و سال 1333 با رتبه نخست در رشته

نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پایان نامه هنری دریافت کرد.

سال 1334 نیز بورس تحصیلی فرانسه و مدال “انگر” به او اهدا شد.

این نقاش در سال 1335 برنده جایزه سیمین همترازی شهر”سن ویتو” شد و

یک اثر از او به همراه چند کارازنگارگران جوان ایرانی در بی ینال ونیز پذیرفته شد.

در سال 1336 اولین نمایشگاه انفرادی اش را در نگارخانه “پینچو” در رم برگزارکرد و در سال 1339 پس از ازدواج با مرتضی

حنانه در دانشگاه تهران به آموزش نگارگری پرداخت.

در سال 1341 نیز در سومین دوسالانه تهران جایزه نخست را گرفت و نگاره هایش به دوسالانه سی ویکم ونیز ارسال شدند.
او دستیاری “گوستاو سن ژیه” نقاش و استاد دانشگاه بوزار را بر عهده گرفت وشیوه های آموزش هنر را آموخت.

او آثارش در کنار هنرمندان نام آوری همچون”ژوزف بویز” ، “مساژه”، “موهوی- نادی” به نمایش درآمده اند.

صدر در دهه 70 و 80 نمایشگاه های بسیاری در ایران و خارج از کشور برپا کرده است

و آثاری از این هنرمند در موزه هنرهای معاصر تهران و موزه های خارجی همچون “مینیا پولیس” امریکا، موزه هنرهای پاریس،

موزه هنرهای چک واسلواکی، موزه هنرهای رم و … نگهداری می شوند.

این هنرمند پیشگام در هنر نوگرای ایران 19 مرداد 1388 در جنوب فرانسه درگذشت و در گورستان “پرلاشز” به خاک سپرده شد.

بهمن محصص

محصص (عده ای به نام “پیكاسو فارسی”) ، Mohassess (1931- 1931) نقاش ، مجسمه ساز ،

مترجم و کارگردان تئاتر با نفوذ ایرانی بود که هنر ایرانی را به جهان معرفی کرده.

او برخلاف بسیاری از هنرمندان نسل خود ، مدرنیست بود و آثار او تحت تأثیر سنت های هنری فارسی نبود.

بهمن محصص متولد ۹ اسفند ۱۳۱۰ در شهر رشت به دنیا آمد

وی در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب

محمدی نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود شروع به فعالیت کرد

و در زمان اقامت در تهران محصصچند ماهی در دانشگاه هنر تهران به تحصیل پرداخت.

مهاجرت

محصص در ۱۳۳۳ به اروپا سفر کرد و در ایتالیا ساکن شد و در آکادمی هنر”رم ” ،

مدتی نزد ” فروچیو فراتزی ” به آموختن هنر پرداخت.

حاصل این دوره از زندگی محصص چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج از سائو پائولو و پاریس بود.

وی با نمایشگاهی با عنوان «فی فی فریاد می‌کشد» در دهه‌ی ۴۰ با آثارش معرفی شد و

از آن پس، از جمله نقاشان نام‌آور ایران شناخته می‌شد.

در سال ۱۳۴۲ بهمن محصص به منظور بر پا کردن جنبشی نو در هنر کشورش به ایران بازگشت

و در نمایشگاه ها و کنفرانس های متعددی شرکت نمود.

آثار ارزشمند ی از این هنرمند نقاش و مجسمه ساز بیش از همه در ایتالیا ، امریکا و ایران نگهداری می شود.

محصص پس از بازگشت به تهران کارش را در کارگاه نقاشی ادامه داد و به انجمن هنری – ادبی خروس جنگی پیوست.

این انجمن که به همت ضیاپور تاسیس شده بود، قصدش معرفی هنر نوین و مقابله با سنتهای دست و پاگیر در هنر و شعر بود.

کسانی چون سهراب سپهری، نیما یوشیج، هوشنگ ایرانی و غلامحسین غریب از دیگر هنرمندانی بودند که با این انجمن همکاری داشتند.

دیگر فعالیت های هنری

ترجمه آثار نویسندگانی چون لوئیجی پیراندلو، اوژن یونسکو و ژان ژنه و همینطور کارگردانی تئاتر از

دیگر فعالیت های هنری محصص در کنار نقاشی و مجسمه سازی محسوب می‌شود.

او جزو نخستین نقاشان و هنرمندان ایرانی بود که نقاشی را به شیوه غربی آموختند

و آن را با نگاهی شرقی(هنر ایرانی )آمیخت.

محصص از هنرمندان پیشکسوت هنرهای تجسمی ایران بود او یکی از۱۰نقاش برتر ایران بود

،شخصیتی فرهنگی داشت و در نقاشی، مجسمه‌سازی، تئاتر، ترجمه و شعر صاحب‌نظر بود.

در آ‌ثار او «بی‌سر بودن» و یا درگیری‌های جسمی و مشکلات و ابتلائات فیزیکی به چشم می‌خورد

و آثارش شامل افرادی است که «سرهای کوچک و بدن‌های فربه» دارند و درکارهایش ،

درگیری‌های جسم انسان بسیار مطرح است.

به علاوه کارهای اسطوره‌یی و تأثیرات هنر مدیترانه‌یی در دوره‌ای از آ‌ثار او، کاملا مشهود است.

محصص به دلیل عوارض ناشی از بیماری ریوی در ۶ مرداد ماه ۱۳۸۹ در سن ۷۹ سالگی در رم گذشت.

عباس کیارستمی

کیارستمی به عنوان یکی از چهره های دیداری سینمای بین المللی شناخته شد ،

کارگردان ، فیلمنامه نویس ، عکاس و تهیه کننده فیلم ایرانی بود. وی همچنین عضو هیئت مشاوره بنیاد سینمای جهان بود

که توسط مارتین اسکورسیزی تأسیس شد.

فیلم های او برنده چندین جایزه بین المللی مانند جایزه نخل طلایی در جشنواره کن برای طعم گیلاس (1997) شده است.

در طی دوره زندگی ، کیارستمی تکنیک های خلاقانه زیادی ایجاد کرد و آثار وی سبک فردی و

چشم انداز منحصر به فرد خود و هنر ایرانی را نسبت به فلسفه زندگی به تصویر می کشد.

بیوگرافی

1 تیر 1319 در تهران متولد شد ، او فیلمنامه نویس، تهیه کننده، کارگردان، کارگردان هنری،

تدوین گر، نقاش، شاعر و عکاس بین المللی اهل ایران میباشد.

کیارستمی از سال1970 میلادی در عرصهٔ سینما شروع به فعالیت کرد،

او بیش از 40 فیلم سینمایی، کوتاه و مستند ساخته است. از مهم ترین آثار وی می توان به:

سه گانه کوکر، کلوزآپ (1990)،طعم گیلاس (1997)، باد ما را خواهد برد (1999) و کپی برابر اصل (2010) اشاره کرد.

کیارستمی علاوه بر سینما در عرصه های دیگر هنری از جمله شعر، عکاسی، چیدمان، موسیقی، طراحی گرافیک،

طراحی و نقاشی نیز فعال بود. او را باید در زمره سینماگران موسوم به موج نوی سینما در ایران به شمار آورد.

کیارستمی برنده چندین جایزهٔ بزرگ سینمایی است.

کیارستمی پنج بار نامزد دریافت جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن شد و در سال 1997 در

پنجاهمین دورهٔ جشنواره فیلم کن برای فیلم طعم گیلاس  موفق به دریافت این جایزه گردید.

وی در جشنواره های متعدد معتبر فیلم جهان به عنوان داور حضور داشته است و

با 4 دوره حضور به عنوان داور در جشنواره فیلم کن در سالهای 1993، 2002، 2005 و 2014 در بین هنرمندان ایرانی

پیشتاز است. وی همچنین با دریافت 32 دست آورد شخصی به عنوان پر افتخارترین هنرمند ملی ایران است.

محمد احسایی

احسایی متولد سال 1939 به دلیل کارهای خلاقانه خود در نقاشی خوشنویسی  هنر ایرانی مشهور است.

آثار این خوشنویسان استاد بیشتر الهام گرفته از انتزاع غربی و نقاشی قلم مو چینی است.

نقاشی های دیواری وی را می توان در سفارت ایران در ابوظبی و موزه طبیعی ایران مشاهده کرد.

وی به طور گسترده در تهران به نمایش گذاشته و همچنین در بسیاری از موزه ها در سراسر جهان مانند

موزه بریتانیا لندن ، موزه ایالتی ارمیتاژ سن پترزبورگ و موزه لایتون هاوس لندن کارهایی داشته است

محمد احصایی

متولد سال ۱۳۱۸ درقزوین وفارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است

و کارش را به صورت حرفه‌ای با مجله جوانان جمعیت شیر و خورشید پیشین آغاز کرد

و بعد جذب سازمان کتاب‌های درسی شد و آنجا به صفحه‌بندی و سپس سرپرستی آتلیه گرافیک مشغول می‌شود

و پس از مدتی به عنوان کارشناس کتاب‌های هنر سال سوم کارش را پی می‌گیرد.

تجربه‌هایی که در ادامه همکاری او با بنیاد هنری پارس و همراهی او با کسانی چون

مرتضی ممیز و آیدین آغداشلو و علی اصغر معصومی و بسیاری دیگر قرار می‌گیرد باعث می‌شود

که او به عنوان یک نقاش و خوشنویس به هنر گرافیک بیشتر نزدیک شود.

چنانکه حالا و همه حضور او را در عرصه طراحی گرافیک و به ویژه حروف نگاری و بازی زیبایی شناسانه با

حروف ایرانی و اسلامی و هنر ایرانی بیشتر حس می‌کنند تا در عرصه‌های دیگری چون نقاشی.

به دلیل همین تجربه دامنه‌دار او در گرافیک در راه اندازی رشته گرافیک در

دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران سهمی اساسی به عهده اوست.

محمد احصایی از جمله بنیانگذاران نقاشیخط در ایران و نخستین کسانی است

که از حروف به عنوان وسیله‌ای برای بیان استفاده کرد.

خوشنویس

او که خوشنویسی توانا بود خود را از نقاشان سقاخانه به «سنت» و آنگاه «خط» و

از همه مهم تر «خوشنویسی» نزدیک تر می‌دانست و دلیل آن را وفاداری به سنت‌های خوشنویسی و

هنر ایرانی اصیل و  اتصال به شکل واقعی حروف می‌شمردو رویکردش حرکت از خوشنویسی به سوی نقاشی بود

و به استفاده از عناصر و آرایه‌های بصری و مفهومی نقاشی در خوشنویسی‌هایش می‌پرداخت.

کاری که این هنرمند چند سال بعد از نقاشان سقاخانه انجام داده بود

و ابتدا با مخالفت و سپس با سیلی از تقلید خوشنویسان روبرو شده بود.

همچنین او در کار نقاشیخط و ارائه و توسعه آن بیش از دیگران پایمردی کرده و تاکنون همچنان در عرصه‌های داخلی و

بین‌المللی خوش درخشیده‌است.

پته دوزی چیست و چه کاربردهایی دارد
صنایع دستی برتر ایران
اموزش زیره کلاش 2 گیوه بافی از صنایع دستی هنرمندان ایرانی

از سایر آثار هنری در چکه ها دیدن نمایید .

برچسب ها
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن